محمد رضا حیدر زاده
«فلسفه بخوانی، کافر میشوی!...». پدرم این را گفت. روی حرفش میتوانستم حرفی بزنم؟ خیر! پدرم حاضر بود مثل برادرانم بروم کامپیوتر یا هوش مصنوعی بخوانم، اما فلسفه هرگز. عجیب هم نبود. بالاخره او شیخ دیالو بود؛ بزرگ اهل تصوف کشور گینه. ما را از چهارسالگی میفرستاد مکتب قوممان تا درس دین بخوانیم.
پسرهایش از هر شغلی بودند، یکی کارمند، یکی نظامی، یکی متخصص هوش مصنوعی در فرانسه و یک برادر دیگرم هم مهندس کامپیوتر در کانادا. بین این پنج برادر، من بودم که مسیرم رفت سمت مشرق زمین....
دوره راهنمایی را که ما به آن میگوییم دبیرستان عمومی، با نمره عالی تمام کردم و رفتم دبیرستان تخصصی یا همان متوسطه دوم در ایران. آنجا باید از بین ریاضی و تجربی و علوم اجتماعی، یکی را انتخاب میکردم. از آنجایی که فرزند آخر بودم و منطق پدرم را درک نمیکردم، رفتم علوم اجتماعی تا در دانشگاه بتوانم فلسفه بخوانم.
برادر بزرگم – آن که کارمند بود- برایم حکم معلم داشت و مشاور پدر هم بود. او هم نگران بود من فلسفه بخوانم. این را از سؤالاتی که از او میپرسیدم و کتابهایی که میخواندم، فهمیده بود. یادم هست اواخر تحصیلم در دبیرستان تخصصی گفت:«محمد،دانشگاه میخواهی چه بخوانی؟». گفتم:«فلسفه!». گفت:«میدانی که نباید فلسفه بخوانی؟». گفتم:«چرا؟».گفت:«چون شیخ ناراحت میشود برادر!»....
***
کتاب«فارسی نبلدم!» نوشته فردین آریش، که مجموعهای از روایتهای طنزگونه دانشجویان خارجی در ایران است، توسط نشر کتابستان معرفت و در قالب خاطرات منتشر شده است. این کتاب از زاویه نگاه کسانی نوشته شده که از کشورها و فرهنگهای مختلف به ایران آمدهاند و در برخورد با زبان فارسی، دانشگاه، شهرها و آدمهای ایرانی، تصویری متفاوت از زندگی روزمرّه در ایران میسازند. ایران در این روایتها نه از پشت آمار و شعار، بلکه از دل تجربههای شخصی دیده میشود؛ از سوءتفاهم های زبانی و شوخیهای فرهنگی تا دلبستگیهایی که به تدریج شکل میگیرند.
نویسنده در این کتاب اجازه داده است تا صدای راویان در مرکز بماند. به همین دلیل، لحنها به هم شبیه نیستند و هر روایت حال وهوای خاص خودش را دارد و این کتاب تصویری چندوجهی از ایران امروز است. عناوین کتاب عبارت است از: وقتی خداداد عزیزی توپ را وارد دروازه استرالیا کرد، میدان فلسطین،من بچه بندرعباس هستم، از چین تا باراجین، ایرانیتر، مگر سوریه هم شیراز دارد، بهترین سخنگو، النا در سرزمین عجایب، مسافری از هند، هم مراکشی هم ایرانی، علی ژاپنی، و سفر می روم.
**
«فردین آریش»متولد ۱۳۷۰ در خوزستان، معلم، روزنامه نگار و نویسنده ای است که قلم را در خدمت ذهن خلاق خود قرار داده و تاکنون کتاب های «دوبارگی»، «داستان واکسن»،«خشمآبه» و «طوفان آمد و ما را با خود برد» از وی منتشر شده است.
شما چه نظری دارید؟